مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

359

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

تكليف مجهول تكليف به شىء غير معلوم به تفصيل تكليف مجهول ، تكليفى است كه مكلف به متعلق آن علم تفصيلى ندارد ، چه متعلق تكليف كاملا مجهول باشد و چه مردد بين دو يا چند چيز باشد . براى كسى كه به واقع دسترسى ندارد و در نتيجه ، تكليف واقعى خود را نمىشناسد ، راه‌هايى ، از جمله رجوع به امارات و اصول عملى ، براى شناخت حكم واقعى و رفع ترديد و يا تشخيص وظيفه در عمل مشخص گرديده است . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 325 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 452 . خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 138 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 384 . تكليف محال تكليف غير قابل صدور از مكلّف تكليف محال ، در جايى است كه خود تكليف و طلب ( تكليف من حيث هو ) محال باشد ؛ در مقابل تكليف به محال ، كه خود تكليف و طلب استحاله ندارد بلكه به سبب امتناع وقوع متعلق آن در خارج ، محال است . تكليف محال هم از حكيم هم از سفيه ، هم از جاهل و هم از عالم محال است ، اما تكليف به محال فقط از حكيم آگاه به استحاله ، محال است ؛ براى مثال ، تكليف به پرواز در آسمان از حكيم آگاه به استحاله ، محال و قبيح است ، هرچند كه صدور آن از سفيه يا جاهل به استحاله بعيد نمىباشد . مثال براى تكليف محال ، طلب كردن چيزى است بدون داشتن رجحان مطلوب در نظر طالب ، كه حتى از مجنون و سفيه محال است ، زيرا آنچه را كه مجنون به آن امر مىكند در نظر او رجحان دارد . برخى اصوليون متأخر همچون مرحوم « آخوند خراسانى » مسئله اجتماع امر و نهى در شىء واحد را از مصاديق تكليف محال دانسته‌اند ، زيرا خواستن و نخواستن يك چيز در يك زمان ، جمع ميان دو نقيض است و استحاله ذاتى دارد . برخى بر آخوند ايراد گرفته و صدور امر و نهى بر شىء واحد را فى نفسه محال ندانسته‌اند ، بلكه صدور آن را از شخص حكيم به سبب عدم امكان تحقق متعلق هر دو محال دانسته‌اند كه از سنخ تكليف به محال است نه تكليف محال . نيز ر . ك : اجتماع امر و نهى . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 546 . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 80 . شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 330 . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ص 92 . زهير المالكى ، محمد ابو النور ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 164 . خمينى ، روح اللّه ، مناهج الوصول الى علم الاصول ، ج 2 ، ص 113 . شعرانى ، ابو الحسن ، المدخل الى عذب المنهل ، ص ( 266 - 265 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 188 - 187 ) . تكليف محتمل تكليف غير ثابت به علم يا ظنّ معتبر تكليف محتمل ، تكليفى است كه ثبوت آن نزد مكلف معلوم نيست ؛ يعنى مكلف احتمال مىدهد عهده وى نسبت به آن مشغول شده باشد . اصل اولى درباره تكليف محتمل نزد مشهور اصوليون برائت است ، به دليل « قبح عقاب بلابيان » ، اما شهيد صدر معتقد است اصل اولى در اين مورد ، احتياط است ، به سبب « مسلك حق الطاعة » . نكته : تكليف محتمل شامل تكليف موهوم ، مشكوك و مظنون به ظن غير معتبر است . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 4 ، ص 441 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص ( 132 - 131 ) . همان ، ج 2 ، ص 35 . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 482 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 5 ، ص 24 . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 186 . تكليف مستمر ر . ك : احكام ثابت . تكليف مشروط تكليف مشروط به تحقق امرى خارج از ذات آن تكليف مشروط ، تكليفى است كه مشروط به وجود امرى خارج از ماهيت خود مىباشد ، مثل وجوب حج كه مشروط به تحقق استطاعت شرعى است . نكته : درباره امكان تكليف مشروط ، ميان اصولىها اختلاف است . نيز ر . ك : وجوب مشروط . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 320 . همان ، ج 1 ، ص ( 320 - 319 ) . تكليف مشكوك تكليف محتمل با تساوى احتمال وجود و عدم آن تكليف مشكوك ، مقابل تكليف مظنون و موهوم و از اقسام